رزم راستین

دانلود فایل PDF

به نام خدا

از مجموعه نگاشته های "آن آشنا"

 

فرمانروایِ هستی

(گفتگوهایی دربارۀ جهان بینیِ توحیدی)

 

فرمانروایِ هستی

بِنْما به ما که      هستی

آنگه بگو          که هستی؟

 

(89) رَزمِ راستین

 

از آن آشنا پرسیدم:

- چرا دیگران، با ستمگرانِ حاکم بر جوامعِ غریزیِ حیوانی مُبارِزِه نمی کنند؟

 

پاسخ داد:

- تاریخ، سراسر، شَرحِ پیکارِ دیگران با این دَدمَنِشانِ انسان نَما است.

برخلافِ تصورِ این زِمامدارانِ دیو سرشت،

مردم، گوسپَندانِ رَمِه نیستند تا وادادِه و بی اِراده، از هر آن کس که خود را شَبانِ آن ها می نامد و می داند، بی چون و چرا، فرمان بِبَرَند؛

بلکه

در طول تاریخ  نشان داده اند که شیرانی قوی پنجه اند که با چنگ و دندان از  جان و مال و ناموسِ خویش و سرزمینِ متعلق به خود دفاع کرده و می کنند.

 

افزود:

- البته آن معدود بُزدِلان و فرومایِگانی که به گوسپندِ رَمِۀ حاکمان بودن تَن می دهند و یا به آن دِلخُوش اند، شایستۀ نام مردم نیستند؛ و لذا، در صحبتِ کنونیِ ما جایی ندارند.

 

****

 

پرسیدم:

- یعنی می گویید هر آن دیگری که با فرمانروایانِ دَدمَنِش مبارزه می کند، در جَرگۀ شیران است؟

 

در پاسخ فرمود:

- خیر.

این دیگران در چهار گروه جای می گیرند:

 

1- دیوصِفَتانی که صرفاً بر سَرِ تَصاحُبِ آن "مِلْک و رَمِه" با حاکمان ستیزه می کنند.

(که شوربختانه دودِ این کشمکش ها و خونریزی ها، بیشتر، به چشمِ مردمِ بیگناه می رَوَد)

 

2- دلیر مَردانی که خواهانِ بازستانیِ حقوقِ از دست رفتۀ خویش اند، و از جان و مال و ناموس و مِلْکِ خودِشان دفاع می کنند.

 

3- رادمَردانی که خواستارِ اِستیفایِ حقوقِ پایمال شدۀ مردمان اند، و از جان و مال و ناموس و سرزمینِ مادریِ ایشان، جانانِه، حِراسَت می کنند.

و

 

4- بُزُرگ مَنِشانی که خیرخواهِ کلِ بَشَریت اند، و گسترۀ نیک خواهی شان هَمِگان، حتی فرمانروایان، را در بَر می گیرد.

 

****

 

آنگاه افزود:

- گروه اول، خود، بندۀ غرایزِ حیوانی اند، و ستیزشان با فرمانروایان، از جنسِ تَنازُعِ حیواناتِ وحشی در طبیعت است.

 

گروه دوم و سوم پیروانِ غرایز انسانی اند، و اهدافِ ایشان (به ویژه آرمان هایِ گروه سوم) مورد تأیید دین و اخلاقِ حقیقی است.

 

و ادامه داد:

- گروه چهارم، فطرت گرایان اند، و تنها، مبارزۀ ایشان را می توان، به حق، رَزمِ راستین نامید.  

اینان، صرفاً، به حمایتِ لَفظی از مبارزاتِ گروهِ دوم و سوم بَسَندِه نمی کنند، بلکه با شرکتِ فَعالانه در آن،و نیز سَمْت بَخشیدن به آن، آرزومَندَند و می کوشند تا

حتی اسیرانِ غرایزِ حیوانی، پس از فرو افتادن از اَریکۀ قدرت، بتوانند برای زندگی در یک جامعۀ شایستۀ انسان ها از نو تربیت شوند.

 

پرسیدم:

- چرا؟

 

پاسخ داد:

- چون باور دارند که سجایایِ فطری، هرگز در کسی نمی میرَد،

و، به لطفِ "او"،

همواره، راهِ بازگشت به سِرِشْت (آستانۀ بهشت)، برایِ همگان، باز است.

 

****

 

افزود:

- فطرت گرایان خوب می دانند که

شخصِ ظالِم، موجودی ترسو و نادان است و ستمگری اش از جَهل و جُبْنِ او سرچشمه می گیرد.

 

ادامه داد:

- و نیز آگاهند که

ستمگران، خود، بَردگانی بیش نیستند؛

بردگانِ کامجویی های سَفیهانه،

بردگانی بی خبر از این حقیقت که ایشان، بیشترین ستم را در حقِ خویش رَوا می دارند.

چون

با اَعمالِ شَنیع شان، سَوار بر توسَنِ سرکشِ حِرص و هَوَس، به تاخْت، راهیِ جایگاهِ اَبَدیِ خود در دوزخِ اند.

 

از این رو،

در هر اجتماعِ تحتِ سِتَم، خیرِ همگان چه ظالم و چه مظلوم در آن است که، از راهِ درست و در کمترین زمان،

امکانِ ستمگری از ستمگران سَلْب گَردَد،

و

دادگَران بر جامعه حکومت کُنَند.

 

****

 

آنگاهفرمود:

- مَشیِ نیک خواهی برای همگان، که به مَثابهِ یک ویژگیِ ثابت در تمامیِ پندارها و کردار ها و گفتارهایِ فطرت گرایان مُوجود و مَشهود است، از نِگَرشِ درست نسبت به هستی، و به بیانِ دیگر، از جهان بینیِ یکتا پرستانه نَشأت می گیرد.

 

افزود:

- این نوع جهان بینی و نگرش، به لُطفِ "او"، به صورتِ نهُفته، در سِرِشتِ همۀ آدمیان به وَدیعت نهاده شده است. 

 

و ادامه داد:

- در گفته هایِ حاضر، که مُبتَنی بر این گونه جهان بینی و نگرش است، به خواست و با اجازۀ "او"،

عملکردِ فطرت گرایان و شیوۀ دستیابی بر اهدافِ مُتعالیِ ایشان تَشریح، و رَهنمود هایِ عِلمی و عَمَلیِ مربوطه ارائه خواهد شد.

 

پرسیدم:

- چرا عِلمی و عَمَلی؟

 

فرمود:

- چون کُنِشی که از دانش برنیایَد، پیرویِ کورکورانه است که این، خود، تنها آب به آسیابِ کسانی می ریزَد که از نادانیِ مردم بهره برداری می کنند.

 

افزود:

- در این سخنان،

در حوزۀ عِلْم،

به هَمِگان توصیه می شود که،

در عینِ کوشش برایِ کسبِ آگاهی دربارۀ آن چه که هست،و توجه دقیق به آن،

هدفِ اصلیِ خود را دستیابی بر دانشِ مربوط به آن چه که باید باشد،و تلاش برای تَحقُقِ آن قرار دَهَند.

 

ادامه داد:

-  و در وادیِ عَمَل،

از رَزمندگانِ راستین خواسته می شود که، با تمامِ توانِ خویش، همزمان با دفاع از مبارزاتِ گروه دوم و سوم، و مُشارکتِ آگاهانه در آن، پیگیرانه، خواهانِ رسیدن به اهداف و آرمان هایِ گروهِ چهارم باشند.

 

****

 

پرسیدم:

- با تمامِ توانِ خویش یعنی چگونه؟

 

پاسخ داد:

- یعنیبا گویِش، کُنش، دِهش،و انگیزش.

 

گفتم:

- اگر اشتباه نَکُنَم، یعنی به گفتۀ پیشینیان، به دَمی یا قَلَمی یا قَدَمی یا درَمی.

 

فرمود:

- آری، اما

گرچه در حمایت از مبارزات گروه دوم و سوم، این گونه خدمات، باید تنها در صورتِ ضرورت، آن هم در حَدِ نیاز،صورت گیرَد؛

ولی

در اَمرِ پیکار در راهِ نیلِ به آرمان های گروه چهارم،

یعنی در رَزمِ راستین؛

با تمامِ توانِ خویش، یعنی با بَذْلِ هر آن چه که شخص در اختیار دارد؛ اعم از جان و مال و آبرو.

 

و پرسید:

- آیا برای ایثارِ موجودیت و ثروت و حیثیت، جایی بهتر و برتر از آوردگاهِ حق و باطل می شناسید؟

 

پاسخ دادم:

- خیر.

 

****

 

آنگاه فرمود:

آن چه که در خُصوصِ مُبارِزاتِ افراد گُفته شد، دربارۀ رویاروییِ انواعِ جوامعِ بشری نیز صِدق می کند.

از این رو، در جهانِ امروز، در این دنیایِ غرقه در ظلم،

خیرِ جهانیان در این است که، از راهِ درست و در کمترین زمان، جامعۀ عَدلِ الهی جایگزینِ همۀ جوامعِ غریزی - به ویژه جوامعِ غریزیِ حیوانی - گَردَد؛

 

آن آشنا، در شَرحِ گفتۀ خویش، افزود:

- از آن جا که  

 

عدالت، قرار گرفتنِ شکلِ راستینِ هر چیز، در جایِ راستین آن است

 

پس، تا آن جا که پایِ اجتماعاتِ بشری در میان است،

 

خیرِ راستین برای همگان،

استقرارِ عدالتِ جهانشمول، از طریقِ برپاییِ جامعۀ عَدلِ الهی در سَراسَرِ عالَم است.

 

****

 

ادامه دارد ..........

قسمت قبل