بازگشت
  1. توجیه و بهانه
  2. به امید آن روز
  3. فرگشت و بازگشت

توجیه و بهانه

از مجموعه نگاشته های "آن آشنا"

 

فرمانروایِ هستی

(گفتگوهایی دربارۀ جهان بینیِ توحیدی)

 

فرمانروایِ هستی

بِنْما به ما که      هستی

آنگه بگو          که هستی؟

 

(78) تُوجیه و بَهانه

 

به آن آشنا گفتم:

- گرچه سخنانِ شما، تا اندازه ای، مرا با ویژگی هایِ اشخاصِ فطرت گرا آشنا، و نسبت به این گونه افراد علاقمند کرده است، ولی من هنوز پاسخِ سؤالاتِ اصلیِ خود را نگرفته ام و همچنان منتظرم.

پس بارِ دیگر می پُرسَم:

یک فردِ تابعِ سرشت، به سه سؤال شما در آن آزمون چه پاسخی می دهد؟

و

در آن گونه شرایط، چه احساسی دارد و چگونه عمل می کند؟

 

فرمود:

- انتظار داشتم که بتوانید، بر مبنایِ گفته هایِ قبلی ام، حَدس بزنید که احساسِ فردی و راهکارِ عملیِ یک فردِ فطرت گرا در آن شرایط چیست.

 

گفتم:...

بیشتر

به امید آن روز

از مجموعه نگاشته های "آن آشنا"

 

فرمانروایِ هستی

(گفتگوهایی دربارۀ جهان بینیِ توحیدی)

 

فرمانروایِ هستی

بِنْما به ما که      هستی

آنگه بگو          که هستی؟

 

(79) به امیدِ آن روز

 

از آن آشنا پرسیدم:

- اگر یک شخصیتِ فطرت گرا به دنبالِ راه حل هایِ فردی نیست، پس خواهانِ چیست؟

 

فرمود:

- او، در اولین گام، جویایِ راهکارهایِ گروهی است.

راهکارهایی که وجه مشترکِ همۀ آن ها، همکاریِ جمعی و اِتکایِ متقابلِ اعضای گروه به یکدیگر، همراه با تأمین آرامش و آسایش، است.

 

افزود:.........

بیشتر

فرگشت و بازگشت

از مجموعه نگاشته های "آن آشنا"

 

فرمانروایِ هستی

(گفتگوهایی دربارۀ جهان بینیِ توحیدی)

 

فرمانروایِ هستی

بِنْما به ما که      هستی

آنگه بگو          که هستی؟

 

(80) فَرگَشت و بازگَشت

 

به آن آشنا گفتم:

- ولی سِیرِ تکاملیِ جوامعِ انسانی نشان می دهد که، تقریباً در همۀ مَناطِق، خانوارهایِ گسترده جایِ خود را به خانواده های کوچک داده اند.

از سوی دیگر، اجتماعاتِ اولیه نیز، عملاً، دیگر وجود ندارند و جوامعِ کنونی جایگزینِ آن ها شده اند.

 

و پرسیدم:

حال که همواره سمت و سویِ تکاملِ جوامع در این جهت و به این سو بوده است، چه طور ممکن است این سوگیری وارونه شود؟

 

فرمود:....

بیشتر